
شن هاي روان ساحل چقدر تكراري شده است!
اقيانوس پر تلاطم ديروز را از امواج سركش خبري نيست
ما با چوبكي بر آبهاي آسوده خاطر تلنگر مي زديم
ما مردماني دل شكسته در حاشيه ي اقيانوس آرام شنا مي كرديم
تا شايد بار ديگر شلاق امواج خروشان را بر ساحل ببينيم
كوسه هاي وحشي صداي نفس هامان را شنيدند
تا قلمروشان فرسنگ ها فاصله بود
ولي بر تمامي پهنه ي وسيع اقيانوس علامت شنا ممنوع زده اند
رهگذري از سرزمين هميشه بهار مي گفت
كه در آنجا نيز
از تشعشع امواج خورشيد جز منت نيافته اند
پشه گان از فقدان سربازان حشره كش شادمانند
و موش ها در گندم زارهاي بدون مترسك پايكوبي كرده اند
مرد روشنفكر مآب عصر تنهايي از موش هاي صحرايي هراسان است
در پايين ترين لايه هاي آبي، زير جلبك ها، كودكي اكسيژن مي سوزاند
آيا صداي نفس هاي او را هم مي شنوند؟
