تبليغاتX
افق اندیشه :: کانون رهپویان افق اندیشه
افق اندیشه
کانون رهپویان افق اندیشه
شاملو 

به یاد شاملو

 

زیستن و

ولایت والای انسان بر خاک را نماز بردن

زیستن ومعجزه کردن

ورنه میلاد تو جز خاطره ی دردی بیهوده چیست...

 

شاملو2

 

بامداد من

خسته از با خویش جنگیدن

خسته ی سقاخانه و خانقاه و سراب

خسته ی کویر و تازیانه و تحمیل

خسته ی خجلت از خود بردن هابیل

دیری ست تا دم بر نیاوردم اما اکنون

هنگام آن است که از جگر فریاد بر آرم

که سر انجام

اینک شیطان بر من دست می گشاید!

 

|+|
نوشته شده توسط تنها در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 15:24
 
<