تبليغاتX
افق اندیشه :: کانون رهپویان افق اندیشه
افق اندیشه
کانون رهپویان افق اندیشه
زادروز دکتر محمد مصدق 

                                      ۲۹ اردیبهشت زادروز دکتر مصدق

                            بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران گرامی باد

 

مصدق صخره‌ی غول‌ پيكری بود كه تكيه بر خاك ميهن داشت و زيرساخت استواری بود براي هر جنبشی كه پس از او پديد آمد.

مصدق يك خاطره‌ٌ بی ‌مرز است برای ملتی كه هميشه بخش بزرگی از نيروی درهم كوبنده‌ و سازنده‌ٌ خويش را از خاطره‌های عاطفی و تاريخی كسب مي‌كند.

مصدق چنان بر پيكر استعمار كوبيد كه آن را از چند سو شكست. پس از او، استعمار هرگز نتوانست براستخوان‌های بند خوردهٌ خويش تكيه كند و نتوانست فخرمندانه نعره برآورد كه بر همه ‌چيز چيره است و چيره خواهد ماند.

يكی مي‌بايست بيايد و بر حصارهای قلعهٌ جادويی استعمار بكوبد و شكافی در آن پديد آورد، مصدق همان كس بود كه چنين كرد.

مصدق را سال‌ها زمان بايد تا آنگونه كه بود بشناسيم و دريابيم ما هنوز مصدق را از پس پرده مي‌بينيم و اين چه اندوه بزرگی است براي ما.

او يك تجربه‌ٌ نو، يك حركت نو و يك قربانی نو در پيشگاه تاريخ بود.

بخشی از سخنان زنده یاد داریوش فروهر در مراسم ۱۴اسفند ۱٣٥۷

 

|+|
نوشته شده توسط کانون در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:4
عباس معروفی 

استاد عباس معروفی ، خالق سمفونی مردگان

تولدت گرامی باد

 

 این مطلب رو كه اینجا نوشتم از زبان اقای معروفی به چاپ رسیده:
عباس معروفی، متولد27 اردیبهشت ۱۳۳۶، بازارچه‌ی نایب السلطنه تهران، در خانواده‌ای مرفه و بی‌درد به دنیا آمد و کودکی‌اش در تنهایی گذشت، کلاس اول دبستان بود که پدر و مادرش به خانه‌ی جدید رفتند و او را که پسر سربه‌راهی بود در زادگاه جا گذاشتند که مادربزرگش تنها نباشد و خانه یک‌باره خالی نشود. و شاید از همان جا بود که این بچه‌ی مرفه، رفته رفته در تنهایی دردمند شد و آن‌قدر سایه‌ها را اندازه گرفت، آن‌قدر درز آجرها را شمرد، آن‌قدر به آب انبار نگاه کرد و آن‌قدر کلاغ‌ها را بر شاخه‌های بلند کاج نشانه‌گذاری کرد که بچه گربه‌ها هم فهمیدند پسرک خیلی تنهاست. شاگرد اول بود، و به کلاس پنجم که رسید مدیر مدرسه‌اش به مغازه‌ی پدرش رفت و از او خواست که این پسر بی‌خود در کلاس پنجم نشسته، بهتر است برود کلاس ششم و امتحانات هر دو کلاس را با هم بگذراند. وقتی پدر قبول کرد، پسرک هم رفت کلاس ششم. پدر چند تا مغازه داشت، و لابد داشت نقشه می‌چید که هر چه زودتر او را به بازار کار بکشد و بخشی از بارش را به دوش او بگذارد. تمام دبیرستان را شبانه خواند، و روزها در یکی از مغازه‌های پدرش کار می‌کرد. برای همین است تقریباً همه کاری بلد است، اما نمی‌داند در این دنیای مدرن تخصصی به چه دردش می‌خورد که مثلاً عطاری بلد باشد یا امورات خشک‌شویی، یا طلاسازی، یا نجاری، یا هر کار دیگری که نویسندگی نیست!


»ادامه نوشته...
|+|
نوشته شده توسط تنها در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:57
به ياد كيانوش حيدريه 

به مناسبت 23 ارديبهشت، زادروز كيانوش حيدريه

«مرا و تو را»

 

در انتهاي كوچة شب

مرا و تو را،

خلوتگاه ديداريست كه در آنجا

گفتگومان را،

                    تنها نسيم

                                       رازدار است.

 

وقتي زوزه آدم و آهن

                                     به پايان مي‌رسد

و سكوت تنها پرچم‌دار

                                       اين معركه،

و مهتاب تنها چلچراغ روشن

                                      اين سرسراي تاريك مي‌شود.

مرا و تو را، وقت ديدار در مي‌رسد.

و از گفتگومان، تنها نسيم باردار مي شود.

 

مرا و تو را ....

                                              

                                                كيانوش حيدريه، بهمن ماه 1371                                           


»ادامه نوشته...
|+|
نوشته شده توسط کویر در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:17
روز کارگر 

اول می برابر با 11 اردیبهشت

روز جهانی کارگر

بر تمامی کارگران زحمت کش خجسته باد

L'image “http://gdb.rferl.org/6D31F0C5-C9EF-4AAD-A4D6-9642FB3AE1F4_mw800_mh600.jpg” ne peut être affichée car elle contient des erreurs.

 

اول ماه مه فرصتی است که کارگران و زحمت‌کشان و کلیه‌ی انسانهای مبارز و آزادی‌خواه در سراسرجهان اعم از زن و مرد، جوان و پیر، به‌دور از هرگونه تنگ نظری نژادی، جنسی، ملی و فرهنگی، دوش به‌دوش هم به‌حرکت درمی‌آیند، سرود انترناسیونال را که نوید زندگی نو فردا ست و بشارت دهنده‌ی رهائی انسانها اززیربار استثمارو ستم طبقاتی، درچهارگوشه‌ی جهان می‌خوانند. دراین  روز، کارگران و زحمت‌کشان مشترکا بر نظامهای طبقاتی نهیب می‌زنند که در جهان کارو زحمت، منزلتی نداشته، بیش از یک قرن است که در احتضار جان سختانه‌ای بوده، عمرشان به‌سررسیده و به‌دست توانای طبقه‌ی کارگر، به‌گورستان تاریخ سپرده‌ خواهندشد.

 گرچه مبارزه‌ی هم‌بسته‌ و جهانی طبقه‌ی کارگر تنها در مبارزه‌ی به‌خون تپیده‌ی کارگران شیکاگو دراول ماه مه ١٨٨٦ جهت تقلیل کار روزانه به ٨ ساعت، و تصمیم کنگره انترناسیونال دوم سوسیالیستی درسال ١٨٨٩ درقدردانی از آن مبارزه و تعیین این روزتاریخی به مثابه روزهم بستگی کارگران جهان، خلاصه نمی شود و مبارزات و قیامها و انقلاب های متعدد کارگری ـ گاه پیروز و گاه ناموفق ـ درسینه‌ی تاریخ حک شده‌اند که درپیش روی تاریخ جوامع بشری به سوی آزادی نقش ارزنده‌ای ایفا کردند.

 

|+|
نوشته شده توسط تنها در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:47
 
<