تبليغاتX
افق اندیشه :: کانون رهپویان افق اندیشه
افق اندیشه
کانون رهپویان افق اندیشه
 

26 اردیبهشت،

        سالروز هجرت معلم شهید دکتر علی شریعتی گرامی باد

 

ای ماه تابان، بتاب،

 بر بلندترین اوج آسمان بتاب،

 آیا نمی بینی که حجر را به کشتنگاه می برند،

 بعد از حجر جباران ستم کنند و در کاخ های سدیر و خورنق خویش بیآسایند.

 

«بالاخره صبح دوشنبه،                                                                 

بر روی قالیچه سلیمانی سابنا،

از زندان سکندر پریدم!

لحظه ای پر از دلهره بیم و امید،

اسارت و نجات و گذر از آن پل صراط،

در آن دقیقه خطیر و خطرناک،

اما، مجهولی که جز تقدیر از آن آگاه نیست... .»

 

 

 

«من همچون شمعی هستم که چند قطره ای از آن بیش نمانده و شعله ای که در ارتعاش آخرین است»

 

این سخنی است از معلم شهید قبل از هجرتش از خاک ایران. ولی او چنان شمعی است که هرگز خاموش نشده و نخواهد شد. چرا که هنوز هم پس از گذشت 30 سال ، حتی نام او، کاخ های سبز زرمندان و زورمندان و استحمارگران را به لرزه می افکند. و امروز این وظیفه ماست که بار رسالتی را که او در آگاهی بخشیدن به خلق و بسیج آنان در جهت آزادی، اینچنین مردانه به دوش کشید، تا به آخر ببریم و تنها در اینصورت است که می توانیم وفاداری مان را به او و به راه او و ایمانمان را نسبت به رسالتی اینچنین مردمی به اثبات برسانیم.

شریعتی برای شاگردان و یاران و فرزندان صادقش و برای نسل های آینده تاریخ ما زنده است، شهیدی است جاوید، شهیدی که در « قیام هر عصری و در میانه هر نسلی »،

        تنها برانگیخته می شود.

                                  همچنانکه تنها زیست

                                                          و سرانجام تنها مرد.

 

|+|
نوشته شده توسط کویر در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:58
چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟ 

من دچار خفقانم، خفقان!


مشت مي‌کوبم بر در
پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان!

من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم،
-آآآآآآي!
با شما هستم!
اين درها را باز کنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم،
لب بامي،
سر کوهي،
دل صحرايي
که در آنجا نفسي تازه کنم.
آه!
مي‌خواهم
فرياد بلندي بکشم
که صدايم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفته ی چند،
چه کسي مي‌آيد با من
فرياد کند؟

                                                 
فریدون مشیری

|+|
نوشته شده توسط کانون در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:53
سخنان کوتاه 

انديشيدن

 در سكوت.

آن كه مي انديشد

 به ناچار دم فرو مي بندد

اما آن گاه كه زمانه

               زخم خورده و معصوم

                                       به شهادت اش

به هزار زبان سخن خواهد گفت.

احمد شاملو

 

بخش سخنان کوتاه را ببينيد.

|+|
نوشته شده توسط کویر در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:9
امه سه زر، زبان گوياي آفريقاي سياه 

مرگ شاعر؛ امه سزر زبان گويای آفريقای سياه

 

امه سِزِر، شاعر و سياستمدار سياهپوست فرانسوی که به دليل نارسايی قلبی در بيمارستان بستری بود، روز پنجشنبه درسن ۹۵ سالگی درگذشت.امه سزر بواسطه مبارزات ضد استعماريش درطول قرن بيستم، به عنوان يک شاعر متعهد از اهميتی جهانی برخوردار بود، و يکی از مظاهر مبارزه برای برابری سياهپوستان شناخته می شد.امه سزر، درهمراهی شاعر سياهپوست آفزيقايی، لئوپولد سدار سنگور، که به عنوان نخستين رييس جمهوری سنگال برگزيده شد، همواره از مفهموم Negritude « نگريتود » يا سياهوارگی دفاع می کرد و از واژه سياه تعبير پرغروری آقريد. او درتمام عمر از وجدان سياه پشتيبانی کرد.امه سزر درسال ۱۹۱۳ درجزيره «مارتينيک» فرانسه به د نيا آمد، اما تحصيلاتش را در پاريس گذراند، و در دوران جوانی با لئوپولد سِدار سِنگور طرح دوستی ريخت. وی برای نخستين بار درسال ۱۹۳۹ از مفهوم «نگريتود» يا سياهوارگی با غرور دفاع کرد.

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید.


»ادامه نوشته...
|+|
نوشته شده توسط کویر در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:53
 
<