هژبر یزدانی درگذشت

کاری به مذهب و آیینش ندارم فقط میدونم که از او فقط نیکی مانده است و برای شهرم سنگسر و آبادانیش زحمت کشیده است و من هم او را مردی ناسیونالیست که مرد بود میدانم.
یادش گرامی و روحش شاد باد
هژبر یزدانی ـ رونوشت عباس معروفی
ادامه مطلب
کانون رهپویان افق اندیشه
هژبر یزدانی درگذشت

کاری به مذهب و آیینش ندارم فقط میدونم که از او فقط نیکی مانده است و برای شهرم سنگسر و آبادانیش زحمت کشیده است و من هم او را مردی ناسیونالیست که مرد بود میدانم.
یادش گرامی و روحش شاد باد
هژبر یزدانی ـ رونوشت عباس معروفی
جشن بزرگ يلدا،
جشن رهایی از اهریمن تاریکی ها
بر ایرانیان سبز اندیش گرامی باد

يلدا، پر معناترین جشن باستانی ایران زمین، جشن پيروزي روشنايي بر تاريكي و جشن نوزایی است. از فردای یلداست که اهريمن تاريكي ها پس می نشیند. سال گذشته در این روز نوید داده بودم که يلدا برای ما ایرانیان آغاز پایان یک شب تاریک سی ساله خواهد بود، و اینکه عقب نشینی اهریمن تاریکی ها در میهن بلا زده ما آغاز خواهد شد. امسال نوید می دهم که چیرگی روشنایی بر تاریکی ها و اندیشه های اهریمنی در دسترس است.
يلدا هديه پایدار فرهنگ زيباي ايراني به همه جهانيان است. یلدا روز زایش ايزد مهر از آناهيتای دوشیزه است که بنیانگذار آیین جهانگیر مهر بود و ایران زمین و سراسر اروپا و جهان متمدن آن روز را زیر تابش خرد خود گرفت. پدر، پسر و روح القدس باور آیین مهر ایرانی بود. رنگ سرخ انرژی زا و شادی آفرین رنگ جامه روحانیان ما بود نه سیاه غم آور و و روان فرسا. آذین بستن و افروختن شمع بر روی شاخه های درخت سرو، بی اینکه از ریشه درآورده یا شاخه ای از آن بریده شود، آیین ما ایرانیان بود. ما درختان را می کاشتیم و نگاه می داشتیم و هرگز درختان کهنسال را از روی جهالت و خرافات و تنگ نظری یا آزمندی قطع نمی کردم. ما درخت را نه برای لذت خود، بلکه برای گرامیداشت و سپاسگزاری از خداوند یکتا به شکرانه زیست بومی در آن زندگی می کنیم آذین می بستیم، و بر تارك آن ستاره مي آويختیم. ایزد مهر برای ما دینی شادی آفرین، مردم دوست، بخشاینده و خردورز به ارمغان آورد. کودکانمان هر سال در شب یلدا در انتظار دیدن چهره سپید روحانی و جامه سرخرنگ او و کوله باری از هدیه می نشستند. غم و سیاهپوشی در آیین مهر جایی نداشت. آیین مهر یکی دیگر از شگفتی های فرهنگ ايراني است كه اکنون هم در سراسر گیتی با نام هايی دیگر و به بهانه هاي گوناگون پیروی ميشود.
در اين بلندترين شب سی ساله، ما ايرانيان تا پگاه آزادی بيدار مي نشينيم تا سپیده ی بامداد بر سراسر ایران زمین تابان شود و فرشته روشنايي و دانایی و راستی و خرد ایرانی بر اهريمن تاريك اندیشی و جهالت و پلیدی پیروز گردد. ما دیگر بیدار خواهیم بود. ما باید با هم باشیم و هرگز دست یکدیگر را رها نکنیم تا دیگر کشور به دشمن ندهیم و سياهپوشي و سياه انديشي و سياهكاري و دروغ را از میهن اهوایی خود بیرون رانیم و فرهنگ زیبا و مردم گرای ایرانی را دوباره بر سراسر ایران زمین و جهان بتابانیم.
بيانيه کميته بين المللی نجات پاسارگاد به مناسبت يلدا(در تاريک ترين شب سرزمين مان پيروزی روشنايي را باور کنيم ) درادامه نوشته
۱۶ آذر روز دانشجو
روز آزادیخواهی دانشجو
روزی که دانشجو با خونش برای آزادی ایران بها می دهد

۵۶ سال پیش ۱۶ آذر دانشجو ها یک حرکت آزادیخواهی در تاریخ ثبت کردند و در ۱۰ سال پیش ۱۸ تیر ۷۸ دانشجو دوباره آزادیخواهی بودنش را به تاریخش نشان داد و امسال روز دگر برای دانشجو برای ایران برای ایرانی تا نشان دهد در برابر ظالم سر تسلیم فرو نخواهد آورد و برای آزادی این کشور از دست ظالم و دیکتاتور از هر حرکتی فرو نخواهد نشست.

شرح واقعه ۱۶ آذر را در ادامه نوشته بخوانید

زندگي من، مجموعاً، عبارت است از چندين برنامهي پنج ساله. هميشه كاري را شروع ميكردهام و به اوج ميرساندهام و آخر پنج سال درهم ميريخته؛ هر بار از سر:
از اول نوجوان تا 28 مرداد 32 و سقوط دكتر مصدق و آغاز ديكتاتوري، پنج سال.
از اين دوره تا تشكيل نهضت مقاومت ملي مخفي، كه از 1337 به هم خورد و دستگير شديم، پنج سال.
از 38 تا 43، در اروپا پنج سال.
از 43 تا 48، دورهي خاص آوارگي و زندان و مقدمهچيني و زمينهسازي دانشكده، پنج سال.
دورهي كنفرانسهاي دانشگاهها و ارشاد، پنج سال، تا 51.
پس از آن، زندان و خانهنشيني و خفقان پنج سال. (با مخطابهاي آشنا، مجموعهي آثار 1، ص 262)
سالروز شهید راه آزادی دکتر حسین فاطمی
سردار بزرگ نهضت ملی ایران
گرامی باد

اگر قرار باشد زندگی قهرمانان معاصر ایران و شاید جهان توصیف شود بی شك یكی از برترین رتبه ها به سردار بزرگ نهضت ملی ایران ((شهید دكتر حسین فاطمی)) ، تعلق دارد ، اویكی ازشیرمردان روزگار بود وحقوق ملت برای او یك مساله واقعی بود و بهای تلاش در راه استقلال و دموكراسی ایران را با خون خود داد.
زندگینامه دکتر حسین فاطمی در ادامه مطالب
قسم به بوسه ی آخر، قسم به تیر خلاص
قسم به خون شقایق نشسته بر تن داس
***
قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر
قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر
***
قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفیق
قسم به شعله ی کبریت، قسم به خواب حریق
***
قسم به بال پرستو به عطر فروردین
قسم به نبض ترانه، قسم به خاک زمین
***
که خون بهای تو خون سیاه جلاد است
سکوت دامنه در انتظار فریاد است
***
که خون بهای تو اتمام این زمستان است
طنین نام تو در ذهن خیابان است
***

یادی از استاد مهدی اخوان ثالث م.امید

شاعر زمستان در ساعت 10:30 شب یکشنبه 4 شهریور 1369 در بیمارستان مهر تهران دیده از این جهان « سراپا نکبت منفور » فروبست و به دیدار حق رفت ... و مادر شعر را برای همیشه داغدار کرد ... دکتر کاخی در مقدمه ی « صدای حیرت بیدار» می گوید :
« حالت مردن نداشت . هنوز ، شب که می شد ، او پراز ستاره می شد . زندگی را دوست داشت و مرگ را دشمن .البته ضعیف شده بود. دلش هم به قول خودش ترک خورده بود ولی زنده بود و رنگ مردن نداشت . مرگ او به قول عزیزی، به خود کشی بیشتر شباهت داشت .
واي ، آيا هيچ سر بر مي كنند از خواب 
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد
از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذيانه خندههاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو ميدوم،
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد، اي فرياد ! اي فرياد
سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد
کوتاه، درباره ی مهدی اخوان ثالث ( م.امید ) در ادامه مطلب

کوچه
دهليزي لاينقطع
در ميان ِ دو ديوار،
و خلوتي
که بهسنگيني
چون پيري عصاکش
از دهليز ِ سکوت
ميگذرد.
و آنگاه
آفتاب
و سايهئي منکسر،
نگران و
منکسر.
خانهها
خانهخانهها.
مردمي،
و فريادي از فراز:
ــ شهر ِ شطرنجي!
شهر ِ شطرنجي!
□
دو ديوار
و دهليز ِ سکوت.
و آنگاه
سايهئي که از زوال ِ آفتاب دَم ميزند.
مردمي،
و فريادي از اعماق
ــ مُهره نيستيم!
ما مُهره نيستيم!
مجموعه شعر " شکیلا" منتشر شد
این مجموعه شامل گزینهای است از اشعار زندهیاد کیانوش حیدریه که توسط انتشارات پل منتشر شده است. استاد مشفق کاشانی در مقدمه این مجموعه مینویسد :
«رویهمرفته زندهیاد کیانوش حیدریه را میتوان در این آشفته بازار ادبیات از چهرههای موفق و درخشان شعر امروز به شمار آورد.طبع وقاد و ذهن و زبان شورانگیز و ضمیر روشن و خلاق او در جای جای اثارش موج میزند ... »
جا دارد در این جا از زحمات هنرمند عزیز جناب آقای حسین اقیان که در جمعآوری این مجموعه زحمات بسیاری کشیدند و نیز آقای حمید نجاتی مدیر مسوول انتشارات پل تشکر نماییم.
مراکز پخش کتاب:
· تهران، انقلاب، خیابان فخر رازی، تقاطع لبافی نژاد، نبش چهار راه، شماره 25، طبقه دوم تلفن: ۶۶۴۱۲۵۲۸
· سنگسر، میدان امام، کتابفروشی سروش تلفن ۳۶۲۲۳۳۱-۰۲۳۲
· سمنان، باغ فردوس، کتابفروشی خلاق
· سمنان، خیابان فجر، کتابفروشی جاوید
علاقمندانی که امکان دسترسی به مراکز فوق را ندارند جهت ارسال کتاب با شماره 09122145638 تماس حاصل نمایند.
جشن تیرگان خجسته باد
در تیرگان آرش جان خود را در کمان گذاشت
تا ایران پایدار بماند و مردمانش در ارامش
و امروز هزاران هزار آرش و ندا
جان خود را در کمان اعتراض گذاشته اند
تا ایران بماند و ایرانی در آرامش...
۲۹ اردیبهشت زادروز دکتر مصدق
بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران گرامی باد
مصدق صخرهی غول پيكری بود كه تكيه بر خاك ميهن داشت و زيرساخت استواری بود براي هر جنبشی كه پس از او پديد آمد.
مصدق يك خاطرهٌ بی مرز است برای ملتی كه هميشه بخش بزرگی از نيروی درهم كوبنده و سازندهٌ خويش را از خاطرههای عاطفی و تاريخی كسب ميكند.
مصدق چنان بر پيكر استعمار كوبيد كه آن را از چند سو شكست. پس از او، استعمار هرگز نتوانست براستخوانهای بند خوردهٌ خويش تكيه كند و نتوانست فخرمندانه نعره برآورد كه بر همه چيز چيره است و چيره خواهد ماند.
يكی ميبايست بيايد و بر حصارهای قلعهٌ جادويی استعمار بكوبد و شكافی در آن پديد آورد، مصدق همان كس بود كه چنين كرد.
مصدق را سالها زمان بايد تا آنگونه كه بود بشناسيم و دريابيم ما هنوز مصدق را از پس پرده ميبينيم و اين چه اندوه بزرگی است براي ما.
او يك تجربهٌ نو، يك حركت نو و يك قربانی نو در پيشگاه تاريخ بود.
بخشی از سخنان زنده یاد داریوش فروهر در مراسم ۱۴اسفند ۱٣٥۷
استاد عباس معروفی ، خالق سمفونی مردگان
تولدت گرامی باد

این مطلب رو كه اینجا نوشتم از زبان اقای معروفی به چاپ رسیده:
عباس معروفی، متولد27 اردیبهشت ۱۳۳۶، بازارچهی نایب السلطنه تهران، در خانوادهای مرفه و بیدرد به دنیا آمد و کودکیاش در تنهایی گذشت، کلاس اول دبستان بود که پدر و مادرش به خانهی جدید رفتند و او را که پسر سربهراهی بود در زادگاه جا گذاشتند که مادربزرگش تنها نباشد و خانه یکباره خالی نشود. و شاید از همان جا بود که این بچهی مرفه، رفته رفته در تنهایی دردمند شد و آنقدر سایهها را اندازه گرفت، آنقدر درز آجرها را شمرد، آنقدر به آب انبار نگاه کرد و آنقدر کلاغها را بر شاخههای بلند کاج نشانهگذاری کرد که بچه گربهها هم فهمیدند پسرک خیلی تنهاست. شاگرد اول بود، و به کلاس پنجم که رسید مدیر مدرسهاش به مغازهی پدرش رفت و از او خواست که این پسر بیخود در کلاس پنجم نشسته، بهتر است برود کلاس ششم و امتحانات هر دو کلاس را با هم بگذراند. وقتی پدر قبول کرد، پسرک هم رفت کلاس ششم. پدر چند تا مغازه داشت، و لابد داشت نقشه میچید که هر چه زودتر او را به بازار کار بکشد و بخشی از بارش را به دوش او بگذارد. تمام دبیرستان را شبانه خواند، و روزها در یکی از مغازههای پدرش کار میکرد. برای همین است تقریباً همه کاری بلد است، اما نمیداند در این دنیای مدرن تخصصی به چه دردش میخورد که مثلاً عطاری بلد باشد یا امورات خشکشویی، یا طلاسازی، یا نجاری، یا هر کار دیگری که نویسندگی نیست!
به مناسبت 23 ارديبهشت، زادروز كيانوش حيدريه
در انتهاي كوچة شب
مرا و تو را،
خلوتگاه ديداريست كه در آنجا
گفتگومان را،
تنها نسيم
رازدار است.
وقتي زوزه آدم و آهن
به پايان ميرسد
و سكوت تنها پرچمدار
اين معركه،
و مهتاب تنها چلچراغ روشن
اين سرسراي تاريك ميشود.
مرا و تو را، وقت ديدار در ميرسد.
و از گفتگومان، تنها نسيم باردار مي شود.
مرا و تو را ....
كيانوش حيدريه، بهمن ماه 1371
اول می برابر با 11 اردیبهشت
روز جهانی کارگر
بر تمامی کارگران زحمت کش خجسته باد

اول ماه مه فرصتی است که کارگران و زحمتکشان و کلیهی انسانهای مبارز و آزادیخواه در سراسرجهان اعم از زن و مرد، جوان و پیر، بهدور از هرگونه تنگ نظری نژادی، جنسی، ملی و فرهنگی، دوش بهدوش هم بهحرکت درمیآیند، سرود انترناسیونال را که نوید زندگی نو فردا ست و بشارت دهندهی رهائی انسانها اززیربار استثمارو ستم طبقاتی، درچهارگوشهی جهان میخوانند. دراین روز، کارگران و زحمتکشان مشترکا بر نظامهای طبقاتی نهیب میزنند که در جهان کارو زحمت، منزلتی نداشته، بیش از یک قرن است که در احتضار جان سختانهای بوده، عمرشان بهسررسیده و بهدست توانای طبقهی کارگر، بهگورستان تاریخ سپرده خواهندشد.
گرچه مبارزهی همبسته و جهانی طبقهی کارگر تنها در مبارزهی بهخون تپیدهی کارگران شیکاگو دراول ماه مه ١٨٨٦ جهت تقلیل کار روزانه به ٨ ساعت، و تصمیم کنگره انترناسیونال دوم سوسیالیستی درسال ١٨٨٩ درقدردانی از آن مبارزه و تعیین این روزتاریخی به مثابه روزهم بستگی کارگران جهان، خلاصه نمی شود و مبارزات و قیامها و انقلاب های متعدد کارگری ـ گاه پیروز و گاه ناموفق ـ درسینهی تاریخ حک شدهاند که درپیش روی تاریخ جوامع بشری به سوی آزادی نقش ارزندهای ایفا کردند.
29 سال قبل ، ساعت 6 بعدازظهر . . . 1/2/1359
درست در چنین زمانی بو که روح سهراب از تنگای قفس رهائی یافت و به ابدیت پیوست . . .
مذهب
شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد
و من سال ها
مذهبی ماندم
بی آنکه خدایی داشته باشم