تبليغاتX
افق اندیشه :: کانون رهپویان افق اندیشه
افق اندیشه
کانون رهپویان افق اندیشه
قسم به بوسه آخر 

قسم به بوسه ی آخر، قسم به تیر خلاص

 

 قسم به خون شقایق نشسته بر تن داس

*** 

قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر

 

قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر

*** 

قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفیق

 

قسم به شعله ی کبریت، قسم به خواب حریق

*** 

قسم به بال پرستو به عطر فروردین

 

قسم به نبض ترانه، قسم به خاک زمین

*** 

که خون بهای تو خون سیاه جلاد است

 

سکوت دامنه در انتظار فریاد است

*** 

که خون بهای تو اتمام این زمستان است

 

طنین نام تو در ذهن خیابان است

***

 

|+|
نوشته شده توسط تنها در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 15:46
یادی از استاد اخوان ثالث 

یادی از استاد مهدی اخوان ثالث م.امید

 

 

شاعر زمستان در ساعت 10:30 شب یکشنبه 4 شهریور 1369 در بیمارستان مهر تهران دیده از این جهان « سراپا نکبت منفور » فروبست و به دیدار حق رفت ... و مادر شعر را برای همیشه داغدار کرد ... دکتر کاخی در مقدمه ی « صدای حیرت بیدار» می گوید :

« حالت مردن نداشت . هنوز ، شب که می شد ، او پراز ستاره می شد .  زندگی را دوست داشت و مرگ را دشمن .البته ضعیف شده بود. دلش هم به قول خودش ترک خورده بود ولی زنده بود و رنگ مردن نداشت . مرگ او به قول عزیزی، به خود کشی بیشتر شباهت داشت .

 

 

واي ، آيا هيچ سر بر مي كنند از خواب

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد

از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذيانه خنده‌هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي‌دوم،
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد، اي فرياد ! اي فرياد

 

 

سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

 

کوتاه، درباره ی مهدی اخوان ثالث ( م.امید ) در ادامه مطلب


»ادامه نوشته...
|+|
نوشته شده توسط تنها در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 14:3
نهمین سال روز درگذشت شاملو 

 

کوچه

دهليزي لاينقطع

                         در ميان ِ دو ديوار،


 و خلوتي
 

              که به‌سنگيني
         

چون پيري عصاکش

                             از دهليز ِ سکوت
 

                                                       مي‌گذرد.

و آن‌گاه
آفتاب
و سايه‌ئي منکسر،
نگران و
منکسر.

خانه‌ها
خانه‌خانه‌ها.
مردمي،
و فريادي از فراز:

ــ شهر ِ شطرنجي!
 

                             شهر ِ شطرنجي!


 

دو ديوار
و دهليز ِ سکوت.

و آن‌گاه
 

             سايه‌ئي که از زوال ِ آفتاب دَم مي‌زند.
       

مردمي،
و فريادي از اعماق
ــ مُهره نيستيم!
 

                          ما مُهره نيستيم!


 
         

 - گزارش دکتر ناصر زرافشان از جمعه دوم مرداد ۸۸

 

|+|
نوشته شده توسط کانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 16:40
انتشار مجموعه شعر "شکیلا" - اثر کیانوش حیدریه 

مجموعه شعر " شکیلا" منتشر شد

              

این مجموعه شامل گزینه‌ای است از اشعار زنده‌یاد کیانوش حیدریه  که توسط انتشارات پل منتشر شده است. استاد مشفق کاشانی در مقدمه این مجموعه می‌نویسد :

«رویهمرفته زنده‌یاد کیانوش حیدریه را می‌توان در این آشفته بازار ادبیات از چهره‌های موفق و درخشان شعر امروز به شمار آورد.طبع وقاد و ذهن و زبان شورانگیز و ضمیر روشن و خلاق او در جای جای اثارش موج می‌زند ... »

جا دارد در این جا از زحمات هنرمند عزیز جناب آقای حسین اقیان که در جمع‌آوری این مجموعه زحمات بسیاری کشیدند و نیز آقای حمید نجاتی مدیر مسوول انتشارات پل تشکر نماییم. 

مراکز پخش کتاب:

·     تهران، انقلاب، خیابان فخر رازی، تقاطع لبافی نژاد، نبش چهار راه، شماره 25، طبقه دوم تلفن: ۶۶۴۱۲۵۲۸

·     سنگسر، میدان امام، کتابفروشی سروش   تلفن ۳۶۲۲۳۳۱-۰۲۳۲

·     سمنان، باغ فردوس، کتابفروشی خلاق

·     سمنان، خیابان فجر، کتابفروشی جاوید

 

علاقمندانی که امکان دسترسی به مراکز فوق را ندارند جهت ارسال کتاب با شماره 09122145638 تماس حاصل نمایند. 

   نسیم سنگسر 

|+|
نوشته شده توسط کانون در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 21:37
جشن تیرگان 

 

جشن تیرگان خجسته باد

 

 

 

در تیرگان آرش جان خود را در کمان گذاشت

تا ایران پایدار بماند و مردمانش در ارامش

و امروز هزاران هزار آرش و ندا

جان خود را در کمان اعتراض گذاشته اند

تا ایران بماند و ایرانی در آرامش...

|+|
نوشته شده توسط تنها در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 17:18
زادروز دکتر محمد مصدق 

                                      ۲۹ اردیبهشت زادروز دکتر مصدق

                            بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران گرامی باد

 

مصدق صخره‌ی غول‌ پيكری بود كه تكيه بر خاك ميهن داشت و زيرساخت استواری بود براي هر جنبشی كه پس از او پديد آمد.

مصدق يك خاطره‌ٌ بی ‌مرز است برای ملتی كه هميشه بخش بزرگی از نيروی درهم كوبنده‌ و سازنده‌ٌ خويش را از خاطره‌های عاطفی و تاريخی كسب مي‌كند.

مصدق چنان بر پيكر استعمار كوبيد كه آن را از چند سو شكست. پس از او، استعمار هرگز نتوانست براستخوان‌های بند خوردهٌ خويش تكيه كند و نتوانست فخرمندانه نعره برآورد كه بر همه ‌چيز چيره است و چيره خواهد ماند.

يكی مي‌بايست بيايد و بر حصارهای قلعهٌ جادويی استعمار بكوبد و شكافی در آن پديد آورد، مصدق همان كس بود كه چنين كرد.

مصدق را سال‌ها زمان بايد تا آنگونه كه بود بشناسيم و دريابيم ما هنوز مصدق را از پس پرده مي‌بينيم و اين چه اندوه بزرگی است براي ما.

او يك تجربه‌ٌ نو، يك حركت نو و يك قربانی نو در پيشگاه تاريخ بود.

بخشی از سخنان زنده یاد داریوش فروهر در مراسم ۱۴اسفند ۱٣٥۷

 

|+|
نوشته شده توسط کانون در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:4
عباس معروفی 

استاد عباس معروفی ، خالق سمفونی مردگان

تولدت گرامی باد

 

 این مطلب رو كه اینجا نوشتم از زبان اقای معروفی به چاپ رسیده:
عباس معروفی، متولد27 اردیبهشت ۱۳۳۶، بازارچه‌ی نایب السلطنه تهران، در خانواده‌ای مرفه و بی‌درد به دنیا آمد و کودکی‌اش در تنهایی گذشت، کلاس اول دبستان بود که پدر و مادرش به خانه‌ی جدید رفتند و او را که پسر سربه‌راهی بود در زادگاه جا گذاشتند که مادربزرگش تنها نباشد و خانه یک‌باره خالی نشود. و شاید از همان جا بود که این بچه‌ی مرفه، رفته رفته در تنهایی دردمند شد و آن‌قدر سایه‌ها را اندازه گرفت، آن‌قدر درز آجرها را شمرد، آن‌قدر به آب انبار نگاه کرد و آن‌قدر کلاغ‌ها را بر شاخه‌های بلند کاج نشانه‌گذاری کرد که بچه گربه‌ها هم فهمیدند پسرک خیلی تنهاست. شاگرد اول بود، و به کلاس پنجم که رسید مدیر مدرسه‌اش به مغازه‌ی پدرش رفت و از او خواست که این پسر بی‌خود در کلاس پنجم نشسته، بهتر است برود کلاس ششم و امتحانات هر دو کلاس را با هم بگذراند. وقتی پدر قبول کرد، پسرک هم رفت کلاس ششم. پدر چند تا مغازه داشت، و لابد داشت نقشه می‌چید که هر چه زودتر او را به بازار کار بکشد و بخشی از بارش را به دوش او بگذارد. تمام دبیرستان را شبانه خواند، و روزها در یکی از مغازه‌های پدرش کار می‌کرد. برای همین است تقریباً همه کاری بلد است، اما نمی‌داند در این دنیای مدرن تخصصی به چه دردش می‌خورد که مثلاً عطاری بلد باشد یا امورات خشک‌شویی، یا طلاسازی، یا نجاری، یا هر کار دیگری که نویسندگی نیست!


»ادامه نوشته...
|+|
نوشته شده توسط تنها در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:57
به ياد كيانوش حيدريه 

به مناسبت 23 ارديبهشت، زادروز كيانوش حيدريه

«مرا و تو را»

 

در انتهاي كوچة شب

مرا و تو را،

خلوتگاه ديداريست كه در آنجا

گفتگومان را،

                    تنها نسيم

                                       رازدار است.

 

وقتي زوزه آدم و آهن

                                     به پايان مي‌رسد

و سكوت تنها پرچم‌دار

                                       اين معركه،

و مهتاب تنها چلچراغ روشن

                                      اين سرسراي تاريك مي‌شود.

مرا و تو را، وقت ديدار در مي‌رسد.

و از گفتگومان، تنها نسيم باردار مي شود.

 

مرا و تو را ....

                                              

                                                كيانوش حيدريه، بهمن ماه 1371                                           


»ادامه نوشته...
|+|
نوشته شده توسط کویر در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:17
روز کارگر 

اول می برابر با 11 اردیبهشت

روز جهانی کارگر

بر تمامی کارگران زحمت کش خجسته باد

L'image “http://gdb.rferl.org/6D31F0C5-C9EF-4AAD-A4D6-9642FB3AE1F4_mw800_mh600.jpg” ne peut être affichée car elle contient des erreurs.

 

اول ماه مه فرصتی است که کارگران و زحمت‌کشان و کلیه‌ی انسانهای مبارز و آزادی‌خواه در سراسرجهان اعم از زن و مرد، جوان و پیر، به‌دور از هرگونه تنگ نظری نژادی، جنسی، ملی و فرهنگی، دوش به‌دوش هم به‌حرکت درمی‌آیند، سرود انترناسیونال را که نوید زندگی نو فردا ست و بشارت دهنده‌ی رهائی انسانها اززیربار استثمارو ستم طبقاتی، درچهارگوشه‌ی جهان می‌خوانند. دراین  روز، کارگران و زحمت‌کشان مشترکا بر نظامهای طبقاتی نهیب می‌زنند که در جهان کارو زحمت، منزلتی نداشته، بیش از یک قرن است که در احتضار جان سختانه‌ای بوده، عمرشان به‌سررسیده و به‌دست توانای طبقه‌ی کارگر، به‌گورستان تاریخ سپرده‌ خواهندشد.

 گرچه مبارزه‌ی هم‌بسته‌ و جهانی طبقه‌ی کارگر تنها در مبارزه‌ی به‌خون تپیده‌ی کارگران شیکاگو دراول ماه مه ١٨٨٦ جهت تقلیل کار روزانه به ٨ ساعت، و تصمیم کنگره انترناسیونال دوم سوسیالیستی درسال ١٨٨٩ درقدردانی از آن مبارزه و تعیین این روزتاریخی به مثابه روزهم بستگی کارگران جهان، خلاصه نمی شود و مبارزات و قیامها و انقلاب های متعدد کارگری ـ گاه پیروز و گاه ناموفق ـ درسینه‌ی تاریخ حک شده‌اند که درپیش روی تاریخ جوامع بشری به سوی آزادی نقش ارزنده‌ای ایفا کردند.

 

|+|
نوشته شده توسط تنها در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:47
یاد روز سهراب سپهری 

29 سال قبل ، ساعت 6 بعدازظهر  . . .       1/2/1359

 

درست در چنین زمانی بو که روح سهراب از تنگای قفس رهائی یافت و به ابدیت پیوست . . .

              مذهب

                        شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد

                                  و من سال ها 

                                          مذهبی ماندم

                                                  بی آنکه خدایی داشته باشم

 

|+|
نوشته شده توسط تنها در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 22:21
كانون رهپويان افق انديشه سال نو را به همۀ هموطنان عزيز تبريك عرض مي نمايد 

 

|+|
نوشته شده توسط کانون در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 12:33
جشن سوری شاد باد 

جشن سوری شاد باد

 

                         

                     چهارشنبه سوري

 

از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است. امروزه تنها «جشن سوري»، معروف به «چهارشنبه سوري» و نيز «جشن سده» برايمان به يادگار مانده است و درباره جشن هاي فراموش شده ي آتش، به «آذرگان» در نهم آذر ماه و «شهريورگان» يا «آذر جشن» مي توان اشاره داشت. آتش نزد ايرانيان نماد روشني، پاكي، طراوت، سازندگي، زندگي، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .

مجموعه ي آيين هاي نوروزي از جشن سوري (چهارشنبه سوري) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد.                             

 

بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني جشن سوري را مي توان در اين سه گاه باز جست :

١. شب بيست و ششم از ماه اسفند، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك

٢. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم».

٣. ديدگاه سوم، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز «جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است.

 

واژه «سوري» پارسي به چم(معني) «سرخ» مي باشد و چنان كه پيداست، به آتش اشاره دارد. البته «سور» در مفهوم «ميهماني» هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است. چگونگي اين جشن، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد.

 

ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش و تقدس آن؛

١) يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛

٢) فردوسي مي گويد:

ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت

نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت

ز هــر ســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد

كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد

 

 آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي و نرمي از آتش نگذشته است.

گويند موبد آذرپاد مهر اسپندان، كه اندرزنامه اش از كم شمار نبشته هاي بجاي مانده از زمانه ئ پيش از چيرگي تازي است، گويا خودش براي اثبات حقانيت خود، از آتش گذشته و يا سينه ي خود را سوزانيده بوده است (مانند داستان سياوش)  و اين چهارشنبه سوري هم به احتمال زياد گونه اي آزمون آتش، يادگار آزمون آتش در آيين كهن ايران است.

 

برخي از آيين های جشن سوري:

بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی

|+|
نوشته شده توسط کویر در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 15:42
سال روز تاسیس کانون 

|+|
نوشته شده توسط کانون در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 16:54
جشن سده، جشن پیدایش آتش 

به خُشنودی اَهورامَزدا

جشن سده، جشن پیدایش آتش

anim_sadeh01.gif

چهل‌ روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چهله‌ی زمستان، جشن سده است، كه جشن پیدایش آتش است.

جشن سده در بخش‌های گوناگون ایران بزرگ با نام‌های گوناگونی شناخته می‌شود: در خراسان "سَرِه"، در بوم‌های اراک "جشن چوپانان"، در خمین "کُردِه"، در دلیجان "هَله هَله" و در بَدَخشان تاجیکستان "خِرپَچار" نامیده می‌شود. در فراهان و سنگسر سمنان، چهار روز پیش و پس از سده را "چار و چار" و سردترین شب زمستان می‌دانند. 

جشن سده یكی از جشن‌های بزرگ ایرانیان است و از میتُخت‌های (اساطیر) زیبای ایرانی سرچشمه گرفته شده است.

داستان هوشنگ و مار سیاه را فردوسی چنین بازگو می‌كند: جشن سده به هوشنگ شاه پیشدادی برمی‌گردد. روزی هوشنگ شاه پیشدادی به هنگام شكار با همراهان خود به كوه می‌رود. در راه به مار تنومندی برخورد می‌كند و سنگی را با شتاب به سوی مار پرتاب می‌كند. سنگ به سنگ دیگری برخورد كرده و خوارگی {خارگی} (جرقه‌ای) بیرون می‌جهد و خار و خاشاك پیرامون آن را فروزان می‌كند و آتش پدیدار می‌گردد. مار می‌گریزد و شاه و همراهان به گِرد آتش به جشن و شادمانی پرداخته و نمی‌گذارند آتش هیچ‌گاه خاموش شود. زین پس این جشن را سده نام نهادند و هر سال به پاس بزرگداشت آتش و یادگار آن بر پایش می‌كنند و آن را پدیده و پیشكش اورمزدی دانسته و سپند (مقدس) می‌دانند. این چنین است كه روز مهر از ماه بهمن كه پنجاه روز به نوروز مانده است، جشن سده برپا می‌گردد.

برگزاری جشن سده:

در پسین (عصر) این روز پس از خورنشست (غروب آفتاب)، سه تن از موبدان با جامه‌ی سپید به سوی توده‌ای از هیزم خشك كه از پیش آماده گردیده می‌روند و گروهی از جوانان كه آنان هم جامه‌ی سپید بر تن دارند با هموخ‌های (مشعل‌های) روشن، موبدان را همراهی می‌كنند. موبدان بخشی از اوستا كه بیشتر آتش نیایش است را می‌سرایند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپید پوش با هموخ‌ها هیزم‌ها را می‌افروزند. گروه نوازنده از آغاز تا پایان جشن، آهنگ می‌نوازند و همه با شادی، پیروزی روشن شدن آتش سده را جشن می‌گیرند و به امید آنكه تا جشن سال دیگر روشنایی و گرمی در دل‌هایشان باشد، به خانه باز می‌گردند. 

آتش از دیرباز نزد ایرانیان نماینده‌ی پاكی، روشنایی و گرمی دل‌ها بوده است و خوشبختانه پس از سده‌ها دشمنی، هنوز این آیین زیبا در سرزمین اهورایی اشو زرتشت جشن گرفته می‌شود.

ستیز من تنها با تاریكی است و برای ستیز با تاریكی، شمشیر به روی تاریكی نمی‌كشم، چراغ می‌افروزم. اشو زرتشت

 

ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر،

ای بزرگ‌ترین بخشوده‌ی اهورامزدا،

ای فروزنده‌ای که در خوری ستایش را،

می‌ستاییم تو را، که در خانه‌مانمان افروخته‌ای...

اوستا - نیایش  آتش

 

سده، جشن پیدایش آتش فرخنده باد.

 

ایدون باد،

|+|
نوشته شده توسط تنها در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 16:19
نشریه افق اندیشه 
 

چهارمین شماره نشريه افق انديشه، (آذر و دی ۸۷) منتشر شد.

 

فهرست مطالب (مي توانيد هر بخش را جداگانه دانلود كنيد): 

 

جلد             download

 

يادداشت      download 

 

من ساحل نیستم، موجم * هستم اگر میروم، گر نروم نیستم/ ميثم غنيان

 

جامعه          download

 

دو راه و دو نگاه: برابري جنسيتي و بي عدالتي جنسيتي/ فيروزه صابر                                                                                                                                          

متن اعلاميه جهاني حقوق بشر                                                             

 

انديشه        download

 

ليبراليسم و سوسياليسم، دو دوست اما بيگانه/ احمد زيد آبادي                                             

 

ورجاوندي فرهنگ و انديشه ي ايراني/ دكتر تدي شيدرا                          

 

سنگسر       download 

 

جشن هاي ملي سنگسر، تير م يي سيزده/ استاد چراغعلي اعظمي

 

چند شعر از كيانوش حيدريه                                                                                               

 

هنر             download

 

استاد كيوان مصباحي سنگسري                                    

 

ادبيات          download

 

درماندگي شخصيت ايراني و بازخواني آن در آثار غلامحسين ساعدي/ امير حكايت                               

 

برگ هايي از زندگي احمد شاملو، شاعر آزادي     

 

فروغ، شاعره اي جستجوگر/ احمد شاملو                               

 

مختصري از فروغ فرخزاد                                                              

 

داستان: شب سوم / گيتا گرگاني                                                          

 

شعر: احمد شاملو، محمد مختاري، كيانوش حيدريه و...                   

 

تاريخ           download

 

شرح واقعه غم انگيز شانزده آذر ١٣٣٢                                                                                    

 

به مناسبت شهادت ميرزا تقي خان اميركبير     

   

* براي دريافت مقالات منتشر نشده در نشريه روي ادامه نوشته كليك كنيد         

                       


»ادامه نوشته...
|+|
نوشته شده توسط کانون در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 16:8
 
<